السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )

73

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )

مكّه يا بر اهل مدينه ، به معناى آن نيست كه خطاب فقط [ متوجه ] به آنان است ، يا آن كه محتواى آيه ، اعمّ از توجيه ، موعظه ، يا حكم شرعى ، به هم آنان اختصاص دارد . همان گونه كه در مباحث قبلى دانستيم ، مادام كه لفظ آيه عامّ است ، معانى و مفاهيم آيه نيز عامّ خواهد بود . واقع اين است كه عناوين « مكّى » و « مدنى » از جمله عناوين شرعى نيستند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله حوزهء اطلاق و شمول و مفهوم دقيق آنها را مشخّص كرده باشد ، تا اين كه ما در پى كشف آن مفاهيم برآييم . دو عنوان اصطلاحى « مكّى » و « مدنى » تنها برآمده از توافق و قرارداد علماى تفسير با يكديگر است ؛ و بىترديد ، هر كس حق خواهد داشت ، هر گونه كه مىخواهد [ وضع و اعتبار ] اصطلاح كند . ما ، در اينجا نمىخواهيم نگرش اوّل يا نگرش دوم را ، تا جايى كه هر يك در محدودهء تعبير از اصطلاح خود باشند ، نادرست انگاريم . اين حقّ صاحبان هر يك از اين نگرشهاست كه معناى اصطلاح را براى خود وضع كنند ؛ امّا ، معتقديم كه تعريف دو اصطلاح مكّى و مدنى بر پايهء ترتيب زمانى - چنان كه نگرش اوّل مقرّر مىدارد - در مطالعات قرآنى سودمندتر و كار آمدتر است . زيرا ، تفكيك زمانى آياتى كه پيش از هجرت نازل شده‌اند ، از آياتى كه پس از هجرت نازل شده‌اند ، براى تحقيقات قرآنى اهميّت بيشترى دارند ، تا تفكيك آيات قرآنى بر پايهء مكان نزول ، كه در مكّه نازل شده‌اند يا در مدينه . زمان را معيار و ملاك جداسازى آيات مكّى از آيات مدنى قرار دادن ، و به كار بردن اين اصطلاح در مقام مشخص كردن زمان نزول آيات قرآنى با اهداف مطالعاتى در علوم و تحقيقات قرآنى سازگارتر است . اهميّت و امتياز تفكيك زمانى نسبت به تفكيك مكانى ، در دو حوزه بيشتر خودنمايى مىكند : حوزهء اوّل ، حوزهء فقه است ؛ آنجا كه بحث مكّى و مدنى با علم فقه و معرفت احكام شرعى ارتباط پيدا مىكند ، تقسيم آيات قرآنى با ملاك زمانى ، به مكّى و مدنى ، و مشخص كردن آياتى كه پيش از هجرت نازل شده‌اند ، و آياتى كه پس از هجرت نازل شده‌اند ، ما را در جهت شناسايى آيات ناسخ و منسوخ يارى مىرساند . زيرا ، ناسخ طبعا بايد نسبت به منسوخ تأخّر زمانى داشته باشد . بنابراين ، اگر دو حكم را در قرآن يافتيم كه لاجرم يكى از آن دو